|
بمناسبت 25 نوامبر 2007 روز بین المللی علیه خشونت به زنان جمهوری اسلامی را باید بمناسبت اینروز برنده "ضد زن ترین رژیم" کرد. خشونت علیه زنان بصور مخلتف یک مشخصه دنیای امروز است . امروزه نمیتوان جائی را یافت که این پدیده وجود نداشته باشد . شکل و درجه شدت این خشونت در عمل تغییر میکند . در جائی طبق قانون تفاوتی بین جنسیتها نمیابی و از حقوق مساوی برخوردارند ولی فرهنگ مردسالار هنوز زنده است و از طرف سیستمهای حاکمه باز تولید میشود. بازتولیدی این فرهنگ بخاطر منافع آن سیستم سیاسی است و فرهنگ مردسالار همچون پدیده های دیگرمثل مذهب و غیره به استفاده گرفته میشود که منافع این سیستم حفظ شود این بحث مفصلی است که در اینجا الزامی ندارد که به آن پرداخت. در جائی دیگر فرهنگ مردسالار و سنتهای ضد زن در جامعه نرم است و سیستم حاکمه چه از طریق قانون و یا چه از طریق باجدهی و احترام به این فرهنگ به آن دامن میزند وآن را زنده نگه میدارد و مجریان این پدیده را مورد تخفیف و یا بخشودگی قانونی قرار میدهد. زنان در این شرایط هم تحقیرو مورد خشونت واقع میشوند و از موقعیت پائین تری نسبت به مردان برخوردارند. عمل خشونت بطرق مختلف در زندگی اکثر زنان پیاده میشود . در آنجا که بسیاری از جنین های دختر سقط میشوند تا جائیکه آلت تناسلی آنان از کودکی توسط مجریان کور سنتهای ضد زن ، ناقص میشود تا این دختران نتوانند در آینده از لذتهای بحق وطبیعی جنسی لذت ببرند . درآنجا که قربانیان تجاوزها جرات شکایت و یا حتی مطرح کردن آن را بخاطر حرمت خانواده و خدشه دار شدن ناموس خانواده ندارند و تا جائیکه پلیس علت اصلی این تجاوز را به نحوه لباس و یا حرکات آن زن ربط میدهد . و یا حتی در جوامع مدرن که تفاوت مزد زن و مرد در شرایط مساوی حتی به اختلاف 20% بنفع مرد میرسد واین خود حاکی از یک نوع تبعیض و خشونت دولتی به نیمی از شهروندان بخاطر جنسیتشان میباشد . این خشونت ها همچنان ادامه دارد تا آنجائیکه "شب" به زنان تعلق ندارد و بیشترین قربانیان جامعه با انگیزه های مختلف، زنان میباشند . در جائی دگر مثل ایران یک حکومت آپارتاید جنسی حکومت میکند که با قوانین مدنی و اسلامی بسیار مشخص خود زنان را تحقیر وبه شهروندان درجه دو تبدیل میکند . این سیستم همزمان، فرهنگ عقب افتاده و ضد زن خود را نیز در جامعه تبلیغ و گسترش میدهد و با قوانین و بطرق مختلف مثل سرکوب و حجاب اجباری و غیره از آن پاسداری میکند . در اینجا زنان به وحشیانه ترین شکلها مورد سرکوب و تحقیر قرار میگیرند . زنان گو اینکه همانند مردان در تمامی عرصه ها فعال و تعیین کننده هستند بخاطر جنسیت خود چه از طریق قانون و چه از طریق شرع مورد تبعیض قرار گرفته و شهروندان درجه دو محسوب میشوند. در ایران هم اکنون فعالین زن دستگیر و شکنجه میشوند . آپارتاید جنسی در ایران به بدترین شیوه ها زنان را سرکوب میکند والان حتی شورش را هم در آورده است . طرح لباس "اگزترا اسلامی در کارخانه ها" که قرار است با ایجاد کلاسهای قرآن و آموزش امر به معروف و نهی از منکر پیاده شود چیزی جز قسمتی از پروسه سرکوب کارگران و تحقیر و به سکوت واداشتن آنها بخاطر مبارزاتشان در امر دفاع از حقوق خود نیست . طرح"مسخره" جداسازی بیشتر جنسی در ایران بصورت "ایجاد هتلهای زنانه" در شهرهای مخلتف چیزی جز راحت کردن خیال خود مسئولین بیمار و ضد زن این رژیم را ندارد که خود بخوبی واقفند که اتحاد عمل زنان و مردان و وجود یک جامعه سالم و بشاش و مختلط ،تیشه به ریشه شان خواهد زد . هنگامی که صحبت از آمار برای نشان دادن انواع خشونت علیه زنان در دنیا میشود خواندن و درک این ارقام بسیار تکان دهنده است .ارقامی مثل اینکه 80 % مهاجرین زنان و کودکان هستند ، یا اینکه 79 کشور قانون مشخص علیه خشونت به زنان را ندارند ، یا اینکه از هر سه زن در دنیا یکی از آنها مورد کتک و یا تجاوز قرار گرفته است ، یا اینکه در کشور هند حدود 15000 زن هر ساله بخاطر جهیزیه کشته میشوند و یا در استان خوزستان در سال 2003 در عرض دو ماه 45 زن زیر بیست سال بخاطر دفاع از ناموس و فرهنگ کشته شده اند (استناد شده از سایت امنستی اینترناشنال راجع به خشونت به زنان ــ2007 ). این ارقام واقعیت و عمق قضیه را هنوز هم کمتر نشان میدهند و در واقع فقط نوک این قله یخی است که قسمت اعظم آن در زیر خوابیده است . برای نشان دادن اصل قضیه باید یک سری تحقیقات و مطالعات سیستماتیک بدون کنترل و قابل اطمینان وجود داشته باشد منشا این آمار موجود خود سیستمهای حاکمه عامل بیحقوقی زنان و رسانه های دولتی و سانسور شده آنان است و بالطبع حجم کمتری از این خشونت را نشان میدهند . عامل دیگر در کامل نبودن این اطلاعات این است که بسیاری از زنان و دختران حاضر به افشای وضعیت خود نیستند و این میتواند بخاطر ترس از خانواده و یا اینکه موانع سنتی و یا فرهنگی حامعه و خانواده باشد. برای نشان دادن این واقعیت تلخ باید در واقع یک سیستم تحقیقی و مطالعاتی بدون هر نوع وابستگی وجود داشته باشد که بتواند در شرایط بسیار آزادانه وغیر سانسور در تمامی کشورها تحقیقات خود را انجام دهد . روز 25 نوامبر روز بین المللی علیه خشونت به زنان که هدفش متحد کردن مبارزات علیه این خشونت و بیدار سازی پیرامون این پدیده است بجاست که جمهوری اسلامی ایران را بعنوان پرچمدار و مجری خشونت و سرکوب سیستماتیک زنان کاندید و انتخاب کرد. جمهوری اسلامی بعنوان ضد زن ترین رژیم و سیستم حاکمه برنده خواهد شد. جایزه این برنده و آنچه که نصیب این رژیم خواهد شد دست و پنجه نرم کردن با یک جنبش رادیکال زنان است که مرگ و سرنگونی این آپارتاید جنسی را میطلبد. مقامات این سیستم بخاطر 30 سال حکومت زندان ،شلاق ، سرکوب ،تحقیر و بیحقوقی زنان باید در این 25 نوامبرها و یا هر روزه تا زمانیکه عمر ننگینشان ادامه دارد در ملا عام و در دادگاههای بین المللی محاکمه و مجازات و شوند . تمامی دفتر و دستک و سفارتخانه های این رژیم باید در سطح بین المللی بسته شود . کمک و تقویت جنبش رادیکال و برابری طلب و ضد فرهنگ مردسالار یک شیوه بسیار کاری و موثر در امر مبارزه علیه این خشونت است . بخصوص در ایران جنبش زنان که یک جنبش اجتماعی قوی و ضد مذهبی میباشد را باید حمایت و تقویت کرد و در سطح بین الملل وظیفه ماست که آنرا بشناسانیم و از حمایتهای بین المللی برخوردارش کنیم . جنبش ما به یک جنبش مدرن بین المللی متعلق است که به سهم خود تلاش برای نابودی ریشه های این خشونت نه تنها در ایران بلکه در تمامی کشورهای مدافع این بی حقوقی، میکند . مهین علیپور دبیر "علیه تبعیض ــ سازمان دفاع از حقوق زن " 15 نوامبر
|