|
تاريخچه ٨ مارس و اهميت تاريخى اين روز سهیلا شریفی
٨مارس روز جهانى زن در راه است. اين روز را زنان و مردان آزاديخواه و برابرى طلب در سراسر دنيا گرامى ميدارند و از اين موقعيت استفاده مى کنند تا براى بهبود شرايط زندگى و آزادى و برابرى مبارزه کنند. روز جهانى زن و مبارزه براى برابرى انسانها حلقه واسطى است که زنان و مردان برابرى طلب در سراسر دنيا را به هم وصل مى کند. نوعى اتحاد و همبستگى که علاوه بر اهميت بسزائى که در به سرانجام رساندن خواسته هاى انسانى دارد، هيجان انگيز و پر شور نيز ميباشد. تصور اينکه هزاران زن و مرد با قيافه ها و فرهنگها و زبانها و سابقه هاى متفاوت در اقصى نقاط دنيا که از نابرابرى و تبعيض و زن آزارى به تنگ آمده اند و مصممند به اين وضع پايان بدهند، روز ٨ مارس به اشکال مختلف اين تنفر و اعتراض خود را نشان ميدهند، نوعى احساس قدرت و همبستگى را در انسان موجب مى شود.ر ايده تعيين روزى بعنوان روز جهانى زن اولين بار توسط اعضاى حزب سوسياليست آمريکا مطرح شده و بمدت چند سال در اين کشور آخرين يکشنبه ماه فوريه بعنوان روز زن جشن گرفته ميشد. اين کار الهام بخش کلارا زتکين سوسياليست آلمانى شد که پيشنهاد تعيين روزى بعنوان روز جهانى زن را در يکى از کنگره هاى انترناسيونال مطرح کرد. ر انتخاب ٨ مارس بدليل گراميداشت خاطره تظاهرات عظيم زنان کارگر نساجى و پارچه بافى شهر نيويورک آمريکا براى افزايش دستمزد و پائين آوردن ساعات کار در سال ١٨٥٧ بود که توسط پليس وحشيانه در هم شکسته شد و شمار زيادى دستگير و زندانى و عده قابل توجهى زخمى و کشته شدند.ر روز جهانى زن در يکقرن گذشته به زنان فرصتى داده تا مبارزات خود براى برابرى و آزادى را جمع بندى کرده و براى متحقق کردن مطالباتشان بجنگند. اولين تجمعات عظيم زنان در سالهاى ١٩١٣ و ١٩١٤ در تقابل با فرا رسيدن جنگ جهانى اول بود. ر سال ١٩١٧ روسيه شاهد بزرگترين تظاهراتهاى خود بمناسبت ٨ مارس بود. در اين راهپيمائى و ابراز وجود سياسى که توسط آلکساندرا کولونتاى و کلارا زتکين سازمان داده شده بود، زنان با شعار صلح و نان بميدان آمدند. در اين سال و سالهاى بعد از آن نيز زنان اروپا و آمريکا وسيعا از ٨ مارس استفاده کرده تا براى بدست آوردن حق راى براى زنان و تحقق ديگر مطالبات زنان مبارزه کنند. ر در ايران نيز ٨ مارس تاريخچه اى درخشان از مبارزات و مقاومت زنان در مقابل رژيم سياه جمهورى اسلامى دارد. اولين و بزرگترين تظاهرات عمومى بعد از بقدرت رسيدن جمهورى اسلامى تظاهرات ٨ مارس ١٣٥٨ بود که در اعتراض به فتواى ارتجاعى خمينى براى اجبارى کردن حجاب سازمان داده شد. اين تظاهرات سرآغاز نبردى طولانى و روزمره بين حاکمان رژيم و زنانى بود که حاضر نبودند تن به بردگى و آپارتايد جنسى بدهند. نبردى خونين و دردناک که زنان زيادى را قربانى گرفته است، زندگيهاى فراوانى را نابود کرده است و هر لحظه آن پر مشقت و دردناک بوده است. اما در همان حال اجازه نداده است سران رژيم لحظه اى آرامش داشته باشند و قدم به قدم اين رژيم را بعقب رانده است. ر چادر و مقنعه و حجاب کامل که اوايل انقلاب بعنوان يونيفورم کار و لباس رسمى زنان اعلام شد، هيچوقت از جانب اکثريت عظيم زنان پذيرفته نشد و بمرور فقط عده قليلى از زنانى که خود سر درآخور رژيم دارند، آنرا رعايت کردند. جداسازيها و آپارتايدى که بر قوانين جامعه حاکم است، نه تنها نتوانست مانع رشد فرهنگى مدرن و برابرى طلب در بين جوانان و مخصوصا زنان جوان شود، بلکه برعکس زنان و دختران را در ابعادى وسيع وارد ميدان سياست کرده و آنها را براى سرنگونى اين رژيم هر روز از روز پيش مصمم تر کرده است .ر اکنون بعد از بيست و پنج سال به يمن اين مبارزات و مقاومتها رژيم اسلامى در بحرانى ترين شرايط حيات خود بسر ميبرد.ر ٨ مارس امسال ميتواند تلنگرى باشد که براى سرنگونى اين رژيم لازم است. اگر ٨ مارس ١٣٥٨ سرآغاز جنبش برابرى طلبانه زنان برعليه رژيم ضد زن اسلامى بود، ٨ مارس ١٣٨٢ مى رود که نقطه پايانى بر حيات ننگين آن باشد.ر 1/3/2004
|